بزرگ شدن مرا به شوق وا نمیدارد
-
تاریخ: 1398/4/4 ساعت: 11:10
واقعا بیشتر از این نمیخواه بزرگتر شوم بس است. بس است نه اینکه راضی باشم از تا به اینجای زندگی ام نه بس است چون فکر میکنم با بزرگتر شدن سال به سال همان آدم بیهوده ام با سن و سالی بیشتر .بزرگ شدن مرا به
من از زبان دیالوگ ها
-
تاریخ: 1398/4/4 ساعت: 11:10
دوروز دیگه با میشم,نگاه میکنم, میبینم بیر شدم ,دستام خالیه هیچی ندارم از خودم
فریاد میخواهد دلم
-
تاریخ: 1398/4/4 ساعت: 11:10
حالم بد است.از دنیای این آدمها که هیچ وقت نفهمیدمشان .هروقت خواستم به یک کدامشان اعتماد کنم توزرد از آب درآمدند هربار هربار هربار.. این بار مقصر من بودم؟که راحت تر گرفتم؟ که باز به آدمهای این تبار اعت
آنچه یافت می نشود...
-
تاریخ: 1397/4/17 ساعت: 14:17
در ممالک فرنگ فرق هست بین هوم و هاوس ،هوم آنجایی است که گرم است، حس دارد،خانواده ات آنجا وقتی دیر میایی نگرانت می شوند،آنجاست که وعده های غذایی فقط صبحانه و شام نیستند، وعده هایی اند برای حرف زدن و آرام شدن یا حتی عصبانی شدن.آنجا می دانی مهم هستی و که برایت مهم اند هرچند نشان ندهی و ندهند و بلاه بلا...
آدمیزاد چه موجود بیخودی ست
-
تاریخ: 1397/4/17 ساعت: 14:17
از کی شروع کردم به اینجا نوشتن؟ 24 ساعت شد؟نه ولی همین که میدانم جایی هست که میتوان از هر دری نوشت ح
اما من الیاس یالچینتاش نیستم
-
تاریخ: 1397/4/17 ساعت: 14:17
یک خواننده ی خفن و جوان ترک هست که صدایش را باید آب طلا گرفت (چطوری اش به من مربوط نیست حقیقتاٌ) و نگه اش داشت، جایی میخواند "اینانماک اینانماک ایستیوروم سانا" از سوز صدا که انگار قلب را می شکافد و با احتیاط و سرصبر رویش نمک میپاشد که بگذریم معنای حرفش این است که میخواهم به تو اعتماد کنم ; با تمام ...